شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
در این فِراق، چقدر از طراوتم کم شد چـقـدر بد شدهام؛ خـوب شد محـرّم شد چقدر یکسره محتاج گریهام شب و روز دوباره روضه بخوان بلکه اشک، مرهم شد و بـسـت زخـم عـمـیـق گـنــاههـایـم را و آبِ ریـخــتــه بـر آتـش جـهـنــم شـد و ریخت روی خـطـوط سـیاه نامۀ من و جـوهــر هـمـۀ ســیّـئـات در هـم شـد و راه یافت همین اشکها به عمق دلم و جا گرفت در این شورهزار و زمزم شد مرا گذاشت به روی صراط عـاشـورا و خود مسیر تو را قطره قطره پرچم شد ز راه توبه مـرا برد تا رضاً بـرضاك سپس شهادت من هم قـضای مـبرم شد که عـیب نیـست اگر آرزو به دل دارم مگـر نـبـود که گـریـه شـفـیـعِ آدم شد؟ بجوش چشم من امشب که خاکِ دل تشنه است و شکـر کن که بـساط عـزا فـراهم شد هوای شرجی و پُر بغضِ ظهر عاشورا شبانه بر دلِ سردم نشـست و شبـنم شد چقدر بر مـژهام جای اشک خـالی بود چقدر خوب شدم، خوب شد محـرّم شد |